مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1060

طب اكبرى ( فارسى )

و بعد [ از ] زوال او تا سه روز ديگر ملاحظه نمايند به همان دستور پس به تدريج به غذا توسيع فرمايند و به معتاد رجوع آرند و ديگر تدابير ازالهء خشكى دهن و عطش و جز آن در محرقه به تفصيل ذكر يافته به حسب حاجت از آنجا اخذ نمايند . [ 1387 ] نوع چهارم : اندر غب دايرهء غير خالصه « 1 » اين ، تپى است كه حادث مىشود از صفرا كه مختلط باشد به رطوبات [ به گونهء ] اختلاطى كه امتياز بينهما نماند از استحكام اختلاط . اين را چند علامت است : يكى ، آنكه مدت سرما و لرزه درازتر از مدت سرماى غب خالصه بود و بسيار باشد كه لرز نباشد و حرارت در غايت حدّت نبود و كمتر از حرارت خالصه باشد . دوم ، آنكه وقت نوبت ، بلانظام بود و مدّت نوبت او از دوازده ساعت افزون باشد و شايد كه تا بيست و چهار ساعت يا سى ساعت بيمار اندر تب ماند و روزگار آسايش نيز دراز بود و باشد كه چهل و هشت ساعت آسوده ماند و بدان سبب گمان افتد كه تب ربع است و حال آنكه غبّ غير خالصه است . سوّم ، آنكه عدد نوبت‌هاى آن را حدّ معين نيست امّا از هفت نوبت البته افزون باشد اگرچه تدبير صواب كرده شود . چهارم ، آنكه نضج ديرتر پديد آيد و عرق كمتر از خالصه آرد و سر گران بود و سحنه [ يعنى هيكل ] گداخته نگردد و كرب و كاهلى و بىخوابى غير مفرط و ضعف معده و بىمزگى دهان يار [ يعنى همراه ] باشد . پنجم ، آنكه بول ، غليظ و رنگين بود و گاه باشد كه به سبب گرانى سر و برآمدن ماده به دماغ ، كم رنگ يا سپيد باشد . و نبض اندر آغاز نوبت ضعيف و صغير و متفاوت بود و به آخر مختلف گردد و اندر عظمى و قوت چندان نباشد كه در خالصه باشد . ببايد دانست كه اگر صفرا بر رطوبت غالب بود ، علامات او قريب به علامات خالصه بود ، از قصر نوبت و شدت نافض و كثرت عرق و صفرت بول و براز و مرارت و يبوست دهان و غلبه عطش . و هر چونكه باشد ، شدت اعراض اين به خالصه هرگز نرسد . امّا اگر رطوبه بر صفرا غالب باشد ، علامات او به علامات تب بلغمى قريب باشد . و اگر هر دو

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Impure tertian fever .